وقتی از غربت ایام دلـــــم میگیرد
مرغ امید من از شدت غم میمیرد
دل به رویای خوش خاطره ها میبندم
بازهم خاطر تو دســت مرا میگیرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هر که خوبی کرد زجرش میدهند
هر که زشتی کرد اجرش میدهند
باستان کاران تبانی کرده اند
عشق را هم باستانی کرده اند
هرچه انسانها طلایی تر شدند
عشق ها هم مومیایی تر شدند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو را طلب نمیکنم...نه اینکه بی نیازم...
صبورم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حکایت من و تو حکایت آسمان و زمین است
فقط چیزی شبیه رعدوبرق مارا به هم می رساند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
صدایت درگوشم زمزمه می شود ونگاهت درذهن مجسم...
ولی من تو را
می خواهم نه خیالت را.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هرگز فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو، دلی را به دریا زدم که از
آب، واهمه داشت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم
یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سالهاست که معنای این را نفهمیده ام “رفت و آمد” یا “آمد و رفت” ؟
آدمها میروند که برگردند ، یا میآیند که بروند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به هیچ روزی پس ات نمیدهم!
به هیچ ساعتی
به هیچ دقیقهای
به هیچ، هیچی!
سخت چسبیدهام
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رُخ به رُخ که شدیم
من مات شدم...
!
و تو چون پادشاهی که
از اینگونه فتح ها را زیاد دیده است
بی اهمیت ، رد شدی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای معنی انتظار یک لحظه بایست
دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست؟
برگرد نگاهم کن و یک جمله بگو
تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زندگی یعنی بخند هرچند که غمگینی
ببخش هرچند که مسکینی
فراموش کن هرچند که دلگیری...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو را با دیگری دیدم که بی من شادمان بودی
گمانم بود بی احساسی و تو بیش از آن بودی
رها کردی مرا رفتی شکستن بود تقدیرم
تمام فکر من هستی به فکر دیگران بودی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چقــدر باید بگذرد؟؟
تا مـن
در مـرور خـاطراتم
وقتی از کنار تــو رد می شم.
تنـــم نلــرزد.....
بغضــم نگیــرد.....
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تا دست به قلم میبرم
تو تمام واژه ها میشوی
.
.
.
با یک واژه
من چگونه خط خطی کنم تو را؟؟؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه می شد اولین روز جـدایی ، برایم تا قیامت شب
نمی شد
وجود پاک و سرشار از امیدت ، گرفتار سکوت و شب نمی شد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با تو بودن همیشه پر معناست
بی تو روحم گرفته و تنهاست
با تو یک کاسه آب یک دریاست
بی تو دردم به وسعت صحراست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آهای همیشگی ترینم
تمام فعلهای ماضیم را ببر
چه در گذر باشی چه نباشی
برای من
استمراری خواهی بود
....من هر لحظه تو را صرف میکنم.
دوستت دارم؛
این تعارف نیست
زندگی ِ من است!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گفتی دوستت دارم
و من به خیابان رفتم !
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود ....
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بگذار بگریزند
لحظه ها را می گویم
پروانه ها را
مخواه که آنان را بگیری
مخواه که آنان را نگه داری
که هر چه که هست جاودانه نیست
اگر نمی رفتی
نمی دانستم که دوستت دارم
خورشید مردّد است، کمرنگ شده.
سلام ساناز عزیز
ممنون از حظورت
خوشحال میشم بازم بیای
حضور
خییییییییییییییییییلی قشنگ بود
من که خیلی خوشم اومد بازم بنویس
سلام
چشم حتما